السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

ترجمهء مؤلف 6

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

پيشگاه احديّت قولا و عملا تا آنجا كه در تمام تأليفاتش نام خداى المؤمنين را بدون كلمهء جلّ جلاله و مانند او نياورده است و نه سهم از غلّات خود را به فقراء ميداده و يك سهم به خود اختصاص ميداده است و اين چنين أدب در گفتار و تسليم و انقياد در كردار ، كاشف از حدّ معرفتى است كه نظير آن را در امثال و اقران او كمتر توان يافت و گوئى از آثار همين معرفت بوده است كه رابطهء عبوديّت‌اش با حضرت متعال همواره محفوظ بوده و پيوسته از ربوبيّت خاصّهء الهى برخوردار و از هدايت‌هاى غيبى و الهامات معنوى بهره‌مند بوده است و ما دو مورد براى نمونه و جلب توجّه خوانندگان ذكر مىكنيم : 1 - در كتاب اقبال در باب اعمال روز 13 ربيع الاوّل ميفرمايد : من روز 12 را بشكرانهء ورود رسول خدا ص در مثل چنان روزى بمدينه روزه داشتم و تصميم بر اين بود كه روز 13 را افطار كنم روايتى در كتاب ملاحم بطائنى از امام صادق بنظرم رسيد كه مژدهء آمدن مردى از اهل بيت را پس از زوال حكومت بنى عبّاس در برداشت و احتمال ميرفت كه اشاره بما باشد و نيز انعامى بر ما ، و الفاظ روايتى كه از نسخه‌اى قديمى نقل نموده و آن نسخه در خزانهء امام كاظم عليه السّلام بود چنين است : ابى بصير روايت كرده است از امام صادق عليه السّلام كه فرمود : خداوند ، والاتر و بزرگوارتر و بزرگتر از اين است كه زمين را بدون امام عادل واگذارد ، گويد : عرض كردم : من بقربانت چيزى بفرمائيد كه دلم را آسايش بخشد فرمود : اى ابا محمّد مادام كه حكومت بدست بنى فلان ( بنى عبّاس ) است امّت محمّد هرگز